مهمان عجیب من
یه داشتم تو خونه آپشزی میکردم که یهو ماتسو زنگ زد به گوشیم
خوشال شدم تلفنو جواب دادم
ماتسو نفس نفس زنان گفت بدو بدو خانوم هر چی تو خونه کمه بگو بخرم چون مهمون داریم
تازه این مهمونمون هم یه خورده درصد طنزش بالاس خودمونی باش
من گفتم اهان حتما ایشی رو میگی
گفت : نه بابا ایشی کیلو چنده
همون لحظه ایشی از اونور استادیوم داد زد گفت کیلو ۳ه هزار تومان به شرط چاقو...
من گفتم اگه ایشی نیست کیه س که جنبه طنزش زیاده گفت حالا خودت می فهمی من تعجب کردم همه چی رو حاظر کردم
بعد از ۱ ساعت ماتسو با بربچ اومد
همه بودن سلام کردیم
بعد طرف اومد همچين خيلي با خنده گفت سلام چه خانوم خوبي بخشيدشما خواهر ماتسو هستي ماشاالله خوشگلم هستي
بعد ايشي اومد گفت ابرومون رو بردي بابا اين زن ماتسوياماس حيف الان ماتسو تو اتاق داره لباساشو عوض ميكنه وگرنه درندون نميزاشت برات
من كه خيلي تعجب كردم گفتم :
مگه گذاشت چيزي بگم اومد گفت اوا شرمنده ميدونستم تو. همسر ماتسويي ها واسه شوخي گفتم اسم من جتسو هستش از ديدنتون خوشالم
بعد من ك نتونستم خودمو كنترل كنم با صداي بلند خنديدم گفتم اره جون عمت تو كه راس ميگي
ماتسو گفتهبود جنبه طنزت بالاست پس بگو
بعدش جتسو اين شكلي شد

ولي بعدش خيلي خنديديم اصلا كلا خيلي باحال بود
باورتون ميشه ايش كه ايشيه جلوش كم اورد كاكرو هم هي مي گفت معدب باش جتسو لطفا
منم ميگفتم كاكرو بزاتربچه حرفشو بزنه وگر نه بهت شام نميدم
كاكرو هم مجبور مي شد به ساكت شد باحال بود ايشي كلي كم اورد بهش خنديديم


















به نام یزدان پاک