دست پخت دروغين من
بعد از زنگ زدم به شوهر جان ميگم بيا خونه ديگه حوصلم سر رفت تازه غذا هم حاظره چيزي كه دوت داري رو برات درست كردم بعد از نيم ساعت ميبينم ماتسو با سوبا و سانايي و ايشي و ميزوگيو يايويي و ... و.. و... اومده خونه بعد سلام كرديمو و اينا بعد ماتسو ميگه خوب غذا چي داريم
بگو ببيم عزيزم آخه به بربچ گفتم امروز يه غذاي خفن درست كردي براي ناهار دعوتشون كردم
من گفتم تو چيكار كردي اما من واسه ۲ نفر سااد درست كرددم حالا چي كار كنيم
بعد ماتسو زد پس كلش يه چنتا دروري به خودش گفت و بعد گفت حالا چيكار كنيم
بعد من گفتم سوال خودمو به خودم برنگردون
بعد ماتسو زنگ زد به وكيلش !!!!!!!! و موضوع رو گفت
وكيله گفت اقاي ههيكارو وكيل واسه همين وقتا خوبه ديگه اصلا وكيل يعني مشاور خوب برو رستوران و يه غذاي خفنو بگير بيار خونه براي رفقات ماتسو هم از هدا خواسته دويد رفت بيرون بچه ها پرسيدن كجا ميري گفت ميرم نوشابه بخرم ۱۰ دقسقه بعد ماتسو از در پشتي رفت تو آشپزخونه ۱۰ پرس كوبيده و سالاد الويه گرفته بود + سس و مخلفاتش و ماست موسير من كه خيلي دوست دارم اينارو
اقا منم همرو ريختم توي ظرفو گذاشتم روي ميز ناهار خوري همه چه تعريفي ميكردن از دستپخت اوف اوف اوف بعد ماتسو ميگه خوب شد دعوتشون كردما به دست پخت خوب تو پي بردن ![]()
قيافه من :ا
قيافه ماتسو =)))))
شما =()
به نام یزدان پاک